- Published on
Einheit 6
- Authors
Konsekutive und konzessive Verbindungsadverbien
(قیدهای ربطی متوالی و امتناعی)
تعریف و کاربرد
قیدهای ربطی (Verbindungsadverbien) دو جملهی اصلی را به هم متصل میکنند.
این قیدها میتوانند در ابتدای جمله یا در وسط آن قرار بگیرند.
1. Konsekutive Verbindungsadverbien
(قیدهای متوالی)
این قیدها یک نتیجه را نشان میدهند:
✅ deshalb, darum, folglich, daher, deswegen
مثال:
Hugo hat einen sehr guten Schulabschluss.
Folglich/Deshalb hat er sofort einen Ausbildungsplatz gefunden.
✅ هوگو مدرک تحصیلی بسیار خوبی دارد. بنابراین، او فوراً یک موقعیت آموزشی پیدا کرد.
2. Konzessive Verbindungsadverbien
(قیدهای امتناعی)
این قیدها یک محدودیت یا تضاد را بیان میکنند:
✅ trotzdem, dennoch
مثال:
Das Autohaus hat sich für die Firma Nova entschieden. Trotzdem bleibt es mit dem Konkurrenzunternehmen in Kontakt.
✅ نمایندگی خودرو شرکت نُوا را انتخاب کرد. با این حال، همچنان با شرکت رقیب در تماس است.
3. تبدیل جملات به جملات وابسته
جملاتی که با قیدهای ربطی ساخته شدهاند را میتوان به جملات وابسته تبدیل کرد:
Verbindungsadverb | Nebensatz (جملهی وابسته) |
---|---|
Hugo hat einen sehr guten Schulabschluss. Folglich/Deshalb hat er sofort einen Ausbildungsplatz gefunden. | Weil Hugo einen sehr guten Schulabschluss hat, hat er sofort einen Ausbildungsplatz gefunden. |
Das Autohaus hat sich für die Firma Nova entschieden. Trotzdem bleibt es mit dem Konkurrenzunternehmen in Kontakt. | Obwohl sich das Autohaus für die Firma Nova entschieden hat, bleibt es mit dem Konkurrenzunternehmen in Kontakt. |
Zweiteilige Konnektoren
(حروف ربط دوجزئی در آلمانی)
تعریف و کاربرد
حروف ربط دوجزئی (Zweiteilige Konnektoren) برای اتصال جملات یا اجزای جمله به کار میروند. جایگاه آنها در جمله متفاوت است.
- جزء دوم همیشه قبل از فعل صرفشده میآید.
- جزء اول میتواند در جایگاههای مختلفی باشد.
مثال:
✅ Das Gerät hat zwar viele Programme, aber man muss es oft reinigen.
(دستگاه برنامههای زیادی دارد، اما باید آن را مرتب تمیز کرد.)
استثنا:
✅ Je ... desto ... همیشه این ساختار دارد:
- Je در ابتدای جمله میآید و جملهی وابسته ایجاد میکند.
- desto جملهی اصلی را آغاز میکند و صفت در حالت مقایسهای است.
مثال:
✅ Je länger die Besprechung dauert, desto müder werden die Beteiligten.
(هرچه جلسه طولانیتر شود، افراد خستهتر میشوند.)
انواع و کاربردهای حروف ربط دوجزئی
1. Aufzählung (لیست کردن موارد)
✅ sowohl … als auch … (هم … و هم …)
✅ nicht nur … sondern auch … (نه تنها … بلکه …)
مثال:
✅ Sie können mich sowohl per E-Mail als auch telefonisch erreichen.
(میتوانید هم از طریق ایمیل و هم تلفنی با من تماس بگیرید.)
2. Aufzählung negativ (لیست منفی)
✅ weder … noch … (نه … و نه …)
مثال:
✅ Früher hatte ich weder Abwechslung noch interessante Gespräche mit Kunden.
(قبلاً نه تنوع داشتم و نه گفتوگوهای جالب با مشتریان.)
3. Alternative (انتخاب جایگزین)
✅ entweder … oder … (یا … یا …)
مثال:
✅ Entweder ich wechsle die Firma oder ich mache mich selbstständig.
(یا شرکت را تغییر میدهم یا خودم مستقل کار میکنم.)
4. Einschränkung (محدودیت و تضاد جزئی)
✅ zwar … aber … (درست است که … اما …)
مثال:
✅ Vieles lässt sich zwar über das Telefon regeln, aber wichtige Angelegenheiten muss man persönlich besprechen.
(بسیاری از مسائل را میتوان از طریق تلفن حل کرد، اما موارد مهم را باید حضوری مطرح کرد.)
5. Gegensatz (تضاد کامل)
✅ einerseits … andererseits … (از یک طرف … از طرف دیگر …)
مثال:
✅ Einerseits ist das Modell preisgünstig, andererseits benötigt es viel Wartung.
(از یک طرف، این مدل ارزان است، از طرف دیگر، به تعمیر و نگهداری زیادی نیاز دارد.)
6. Komparation (مقایسه)
✅ je … desto … (هرچه …، آنوقت …)
مثال:
✅ Je günstiger ein Produkt ist, desto mehr wird es gekauft.
(هرچه محصول ارزانتر باشد، بیشتر خریداری میشود.)
Zustandspassiv (sein-Passiv)
(مجهول حالتی در زبان آلمانی)
تفاوت بین Vorgangspassiv و Zustandspassiv
در زبان آلمانی، دو نوع مجهول وجود دارد:
- مجهول فرآیندی (Vorgangspassiv): با werden + Partizip II ساخته میشود و یک فرآیند یا رویداد را بیان میکند.
- مجهول حالتی (Zustandspassiv): با sein + Partizip II ساخته میشود و نتیجه یا وضعیت جدید یک عمل را نشان میدهد.
1. Vorgangspassiv (مجهول فرآیندی)
✅ werden + Partizip II → نشاندهندهی یک فرآیند است.
مثال:
✅ Die Autos werden repariert.
(ماشینها در حال تعمیر شدن هستند.)
✅ Die Tür wird geschlossen.
(در در حال بسته شدن است.)
2. Zustandspassiv (مجهول حالتی)
✅ sein + Partizip II → نشاندهندهی وضعیت نهایی است.
مثال:
✅ Die Autos sind repariert.
(ماشینها تعمیر شدهاند.)
✅ Die Tür ist geschlossen.
(در بسته است.)
تفاوت کلیدی:
- اگر بخواهیم تأکید کنیم که عملی در حال انجام است، از werden-Passiv استفاده میکنیم.
- اگر بخواهیم روی وضعیت نهایی تمرکز کنیم، از sein-Passiv استفاده میکنیم.