- Published on
Einheit 1
- Authors
زمان گذشته Perfekt در زبان آلمانی
۱. کاربرد زمان Perfekt
زمان Perfekt بیشتر در مکالمات روزمره و متون غیررسمی استفاده میشود.
این زمان برای بیان رویدادهای گذشته به کار میرود.
ساختار Perfekt:
فعل haben یا sein در زمان حال + قسمت دوم فعل (Partizip II)
۲. مثالها
فعل با haben
- Nach der Ausbildung hat er sieben Jahre bei der Firma Sensic gearbeitet.
او پس از آموزش، هفت سال در شرکت Sensic کار کرده است.- hat → شکل صرفشده از haben
- gearbeitet → قسمت دوم فعل arbeiten (کار کردن)
فعل با sein
- Sie ist gestern zu einer Besprechung nach Berlin gefahren.
او دیروز برای یک جلسه به برلین رفته است.- ist → شکل صرفشده از sein
- gefahren → قسمت دوم فعل fahren (رانندگی کردن / سفر کردن)
۳. استفاده از افعال کمکی (Modalverben)
هنگامی که یک فعل کمکی (مثل wollen, können, müssen) با یک فعل دیگر ترکیب میشود، هر دو فعل به شکل مصدر (Infinitiv) میآیند.
مثال:
- Sie hat schon gestern mit ihm sprechen wollen.
او همین دیروز میخواست با او صحبت کند.- hat → شکل صرفشده از haben
- sprechen wollen → هر دو فعل در حالت مصدر باقی ماندهاند
نکات مهم:
✅ بیشتر افعال در Perfekt با haben ساخته میشوند.
✅ افعالی که بیانگر حرکت یا تغییر وضعیت هستند، با sein ساخته میشوند (مثل fahren, gehen, kommen).
✅ در جملاتی که فعل کمکی (Modalverb) دارند، فعل اصلی به صورت مصدر (Infinitiv) میماند.
زمان گذشته Präteritum در زبان آلمانی
۱. کاربرد زمان Präteritum
زمان Präteritum بیشتر در متون رسمی، نوشتاری و گزارشهای طولانی استفاده میشود.
این زمان مانند Perfekt برای بیان رویدادهای گذشته است، اما بیشتر در سبک نوشتاری به کار میرود.
ساختار Präteritum:
فعل به شکل گذشته ساده صرف میشود و نیازی به haben یا sein ندارد.
۲. مثالها
- Bei der Firma Sensic erhielt er einen Ausbildungsplatz als Lagerlogistiker.
او در شرکت Sensic یک موقعیت آموزشی به عنوان مدیر لجستیک انبار دریافت کرد.- erhielt → شکل گذشتهی فعل erhalten (دریافت کردن)
۳. تفاوت بین Präteritum و Perfekt
✅ Perfekt در مکالمات روزمره استفاده میشود.
✅ Präteritum در متون نوشتاری رسمی و گزارشها کاربرد دارد.
✅ در افعال کمکی (haben, sein, werden)، معمولاً از Präteritum حتی در مکالمات هم استفاده میشود.
مثال:
- Er war gestern nicht zu Hause. (او دیروز در خانه نبود.)
- war = گذشتهی sein
- Sie hatte keine Zeit. (او وقت نداشت.)
- hatte = گذشتهی haben
نکته مهم
📌 افعالی که بیانگر حرکت یا تغییر وضعیت هستند (مثل gehen, kommen, fahren) در مکالمات روزمره معمولاً با Perfekt و در متون نوشتاری با Präteritum بیان میشوند.
مثالها برای یک جمله در دو زمان مختلف:
- Perfekt: Ich bin gestern nach Berlin gefahren. (دیروز به برلین رفتم.)
- Präteritum: Ich fuhr gestern nach Berlin. (دیروز به برلین رفتم.)
این توضیح به شما کمک میکند تا تفاوت Präteritum و Perfekt را بهتر درک کنید. 😊
زمان گذشتهی دور (Plusquamperfekt) در زبان آلمانی
۱. کاربرد زمان Plusquamperfekt
زمان Plusquamperfekt زمانی استفاده میشود که یک رویداد قبل از رویداد دیگری در گذشته رخ داده باشد.
به عبارتی، برای توصیف یک اتفاق که قبل از یک اتفاق دیگر در گذشته رخ داده است، از این زمان استفاده میشود.
ساختار Plusquamperfekt:
گذشتهی فعل haben یا sein (به شکل Präteritum) + Partizip II فعل اصلی
✍ مثال:
- Er hatte gearbeitet. (او کار کرده بود.)
- hatte = گذشتهی فعل haben
- gearbeitet = اسم مفعول (Partizip II) فعل arbeiten
۲. ساختار و استفاده در جملات پیچیده
زمان Plusquamperfekt بیشتر در متون نوشتاری و در جملات وابسته با "nachdem" استفاده میشود.
📌 مثالها در جملات پیچیده:
✅ Nachdem er angekommen war, fingen die Verhandlungen an.
(پس از آنکه او رسید، مذاکرات آغاز شد.)
- angekommen war → شکل Plusquamperfekt از ankommen
- fingen an → گذشتهی ساده (Präteritum) از anfangen
✅ Nachdem sie ihren Schulabschluss gemacht hatte, jobbte sie in verschiedenen Firmen.
(پس از آنکه او تحصیلاتش را به پایان رساند، در شرکتهای مختلف کار کرد.)
- gemacht hatte → شکل Plusquamperfekt از machen
- jobbte → گذشتهی ساده (Präteritum) از jobben
۳. تفاوت Plusquamperfekt با دیگر زمانها
✅ Perfekt: برای بیان گذشته در مکالمات روزمره
✅ Präteritum: برای بیان گذشته در متون رسمی
✅ Plusquamperfekt: برای بیان گذشتهی دورتر از یک رویداد دیگر در گذشته
📌 مثال برای تفاوت:
- Perfekt: Ich bin nach Hause gegangen. (من به خانه رفتم.)
- Präteritum: Ich ging nach Hause. (من به خانه رفتم.)
- Plusquamperfekt: Ich war nach Hause gegangen, bevor du ankamst. (من به خانه رفته بودم، قبل از اینکه تو برسی.)
جمعبندی
✅ از Plusquamperfekt وقتی استفاده میکنیم که یک اتفاق قبل از یک اتفاق دیگر در گذشته رخ داده باشد.
✅ معمولاً با nachdem در جملات پیچیده دیده میشود.
✅ ساختار آن شامل گذشتهی haben یا sein + Partizip II است.
با این توضیحات، میتوانید راحتتر زمان گذشتهی دور را در زبان آلمانی تشخیص دهید و استفاده کنید! 😉
جملات موصولی (Relativsätze) و ضمایر موصولی (Relativpronomen) در زبان آلمانی
۱. تعریف و کاربرد
جملات موصولی (Relativsätze) برای اضافه کردن اطلاعات بیشتر درباره یک اسم در جمله اصلی استفاده میشوند.
ضمایر موصولی (Relativpronomen) جملات اصلی و وابسته را به هم متصل میکنند و بعد از اسمی که توضیح میدهند، قرار میگیرند.
✍ مثال:
✅ Die Mitarbeiterin, die befördert wurde, bedankte sich bei ihrem Team.
(کارمندی که ترفیع گرفت، از تیم خود تشکر کرد.)
- die = ضمیر موصولی برای "Mitarbeiterin" (مونث، حالت اسمی Nom.)
- befördert wurde = فعل در جمله وابسته
۲. جدول ضمایر موصولی
ضمایر موصولی از لحاظ جنسیت (Genus) و تعداد (Numerus) با اسم اصلی مطابقت دارند، اما حالت دستوری (Kasus) آنها به فعل یا حرف اضافه در جمله وابسته بستگی دارد.
مذکر (m) | مؤنث (f) | خنثی (n) | جمع (Pl.) | |
---|---|---|---|---|
Nominativ (فاعلی) | der | die | das | die |
Akkusativ (مفعولی مستقیم) | den | die | das | die |
Dativ (مفعولی غیرمستقیم) | dem | der | dem | denen |
Genitiv (ملکی) | dessen | deren | dessen | deren |
۳. نمونههای کاربردی
۱) حالت Nominativ (فاعل)
✅ Der Bereich Herstellung, der in verschiedene Abteilungen unterteilt ist, ist neu.
(بخش تولید که به بخشهای مختلف تقسیم شده است، جدید است.)
- der → برای "Bereich" (مذکر و در حالت اسمی)
۲) حالت Akkusativ (مفعول مستقیم)
✅ Der Bereich, den ich Ihnen nun zeigen werde, ist die Herstellung.
(بخشی که اکنون به شما نشان خواهم داد، تولید است.)
- den → برای "Bereich" (مذکر و در حالت مفعولی مستقیم)
۳) حالت Dativ (مفعول غیرمستقیم)
✅ Herr Wenders, dem wir alle herzlich danken, hat die Führung sehr interessant gestaltet.
(آقای وندرس، که ما صمیمانه از او تشکر میکنیم، مدیریت را بسیار جالب طراحی کرده است.)
- dem → برای "Herr Wenders" (مذکر و در حالت مفعولی غیرمستقیم)
۴) حالت Genitiv (ملکی)
✅ Sehr wichtig ist der Vertrieb, dessen Aufgabe die Pflege von Kundenbeziehungen ist.
(بخش فروش، که وظیفهی آن حفظ روابط با مشتریان است، بسیار مهم است.)
- dessen → برای "Vertrieb" (مذکر و در حالت ملکی)
۴. کاربرد ضمایر موصولی در حالت ملکی (Genitiv)
ضمایر موصولی در حالت ملکی مانند یک ضمیر ملکی عمل میکنند و نشاندهنده مالکیت هستند.
📌 مثال:
- Seine Leistungen wurden sehr gut beurteilt.
(عملکرد او بسیار خوب ارزیابی شد.) - Der Mitarbeiter, dessen Leistungen sehr gut beurteilt wurden, bekommt eine Prämie.
(کارمندی که عملکردش بسیار خوب ارزیابی شد، پاداش میگیرد.)
تفاوت:
- Seine Leistungen → ضمیر ملکی
- dessen Leistungen → ضمیر موصولی ملکی
۵. خلاصه نکات مهم
✅ ضمایر موصولی همیشه به جنسیت و تعداد اسم اصلی بستگی دارند، اما حالت دستوری آنها را فعل یا حرف اضافه در جمله تعیین میکند.
✅ حالتهای مختلف (Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv) باید در جملات وابسته رعایت شوند.
✅ حالت ملکی (Genitiv) برای نشان دادن مالکیت و جایگزین ضمایر ملکی استفاده میشود.
با یادگیری این ساختارها، میتوانید جملات پیچیدهتری در زبان آلمانی بسازید! 😊
حروف ربط زمانی (Temporale Konnektoren) در زبان آلمانی
۱. تعریف و کاربرد
حروف ربط زمانی (Temporale Konnektoren) برای ارتباط بین دو جمله استفاده میشوند و ترتیب یا همزمانی وقایع را نشان میدهند. این حروف یک جمله اصلی (Hauptsatz) را به یک جمله وابسته (Nebensatz) متصل میکنند.
در اینجا چهار حرف ربط زمانی مهم بررسی میشوند:
Temporale Konnektoren | معنی | کاربرد |
---|---|---|
solange | تا زمانی که | دو عمل همزمان رخ میدهند |
bevor | قبل از اینکه | عمل دوم زودتر رخ میدهد |
sobald | به محض اینکه | عمل دوم بلافاصله پس از اولی رخ میدهد |
nachdem | بعد از اینکه | عمل اول زودتر رخ داده است |
۲. مثالهای کاربردی
۱) همزمانی (gleichzeitig) → solange
✅ Solange ich die Fortbildung mache, arbeite ich nicht.
(تا زمانی که در حال آموزش هستم، کار نمیکنم.)
- solange → نشاندهنده همزمان بودن دو عمل (آموزش و کار نکردن) است.
- فعل در جمله وابسته آخر جمله میآید.
۲) تقدم (vorzeitig) → bevor
✅ Bevor die Betriebsbesichtigung beginnt, informiert Herr Wenders über die Firma.
(قبل از اینکه بازدید از شرکت شروع شود، آقای وندرس دربارهی شرکت اطلاع میدهد.)
- bevor → نشاندهنده تقدم زمانی است.
- جملهی بعد از "bevor" در زمان حال ساده آمده است.
۳) تأخر (nachzeitig) → sobald
✅ Sobald der Kurs zu Ende ist, ziehe ich um.
(به محض اینکه دوره تمام شود، نقل مکان میکنم.)
- sobald → نشاندهنده این است که بلافاصله پس از پایان دوره، نقل مکان رخ میدهد.
۴) تأخر (nachzeitig) → nachdem
✅ Nachdem der Kurs zu Ende war, zog ich um.
(بعد از اینکه دوره تمام شد، نقل مکان کردم.)
- nachdem → برای بیان یک اتفاق که پس از اتفاق دیگر رخ داده، استفاده میشود.
- فعل در جملهی بعد از "nachdem" در زمان گذشتهی بعید (Präteritum یا Perfekt) میآید.
۳. خلاصه نکات مهم
✅ solange → دو عمل همزمان در حال رخ دادن هستند.
✅ bevor → عمل دوم قبل از عمل اول رخ میدهد.
✅ sobald → عمل دوم بلافاصله پس از عمل اول رخ میدهد.
✅ nachdem → عمل اول زودتر رخ داده است (زمان جمله وابسته معمولاً گذشتهی بعید است).
این حروف ربط برای توصیف توالی زمانی وقایع در زبان آلمانی بسیار مفید هستند! 😊